

بمناسبت فرا رسیدن اربعین سرور و سالار شهیدان
حضرت ابا عبدالله الحسین و یاران باوفایش (دهه دوم صفر)
هیئت فاطمة الزهرا برگزار می نماید :
چهارشنبه ۱۴ / ۱۰ / ۹۰ لغایت جمعه ۲۳/۱۰/۹۰ همراه با نماز مغرب و عشاء
خیابان بهارستان – نرسیده به پل چوبی – خیابان فخرآباد – کوچه 17 – حسینیه فاطمة الزهرا
سخنرانان :
حجت الاسلام والمسلمین سید حسین مومــنی
حجت الاسلام والمسلمین سید عبدالحمید شهاب
مداحان :
حاج سعید حدادیان /حاج محمد نوروزی / حاج حسین سازور/
حاج محمد رضا طاهری / حاج حسـن خلج / حاج محمود کریمی/
حاج حیدر توکل / حاج سیدمهدی میرداماد / حاج مهدی سلحشــور/
حاج سیدمجیدبنی فاطمه / حاج حسین سیب سرخی / حاج عبدالرضاهلالی/
کربلائی جواد مقدم / کربلائی روح الله بهمنی / کربلائی محمد حسین حدادیان/

.jpg)
انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانيد!
ما چه مى كرديم؟! ما چه مى كرديم، اگر اينها نبودند؟!... دلباخته هاى حقيقى، سرباخته هايند. انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانيد!
بر شانه هاى شهر، مگر مرگ مى آورند؟ بچه هاى كربلا دارند مى آيند: بچه هاى اشك و آتش، بچه هاى غيرت و غربت و بى قرارى، بچه هاى تخريب و انفجار، بچه هاى تهاجم و تنهايى، بچه هاى يقين و يقين و يقين، بچه هاي يكشبه ى صدساله، بچه هاى بزرگوار!....
بچه هاى مرگ، دارند براي ما "زندگى" مى آورند. مرگ، كه نه!... اينها، بچه هاى "بى مرگى" اند:بچه هاى شهادت، بچه هاى مقاومت...
شهيدان را بر شانه ها نشانده اند. "فاتحان" را هميشه بر"شانه" مى نشانند! بوى مرگ فاصله نمى شناسد... بوى كربلا، بوى جبهه، بوى انقلاب، بوى امام، بوى بسيج، بوى اشك و تنهائى... همه در هم آميخته، و "يكدست"، بر كبريا در آويخته! كبوتران پرواز خبر از هواى تازه مى دهند.
...و دنيا مى ماند در اين همه حيرت، كه يك آبادى، اين همه طاقت و جسارت را از كجا مى آورد، كه مى تواند"قيامت" را ـ يكسره ـ بر دوش كشد!
بسم الله روضه خون اومد ماه جنون
باز جمعیم دور هم چند خط روضه بخون
بسم الله سینه زن بازم سینه بزن
تو ماه غربت ارباب بی کفن
ذکر عالمین(حسین) 4
غرق شور و شین(حسین) 4
فبک للحسین (حسین)4
بخون ای اکبر ناظم از علی اکبر و قاسم
از روضه شش ماهه از قمر بنی هاشم
سقای دشت کربلا اباالفضل
دستش شده از تن جدا اباالفضل
بسم الله دم بگیر پاشو پرچم بگیر
با ذکر یا حسین هوش از عالم بگیر
بسم الله محتشم بنویس از درد و غم
شعری با جوهر اشک اهل حرم
مجلس عزاست (حرم) 4
روضه ها بپاست (حرم) 4
روضه خون خداست (حرم)4
ذکر عالمین (حسین) 4
غرق شور شین (حسین)4
فبک للحسین (حسین)4
ماه روضه اربابه دل فاطمه بی تابه
از تو آسمون چشما داره می باره خونابه
کرببلا غوغا شده واویلا واویلا
صاحب عزا زهرا شده واویلا واویلا
در خیمه قحط آبه واویلا واویلا
روز مرگ ربابه واویلا واویلا
بسم الله آسمون از غم شو واژگون
وای از حال حسین وای داغ جوون
بسم الله نوکرا حیّ علی العزا
امشب روضه بریم گودال قتله گاه
ظالم از جفا (نزن)4
پیش چشم ما (نزن)4
بس کن از قفا (نزن)4
ذکر عالمین (حسین)4
غرق شور و شین (حسین)
فبک للحسین (حسین)
ذوالجنان به حرم برگرد
کردی خون جگرم برگرد
بشنو گریه ی این دختر
دیگه با پدرم برگرد
ای کشته دشت بلا حسین جان حسین جان
گشته سرت از تن جدا حسین جان حسین جان
دانلود سبک

حلالم کنید و خدا حافظ

سرقافله عاشورائیان حج ناتمام خود را برای اداء قربانی در سرزمین موعود رها کرد و در جستجوی قربانگاه است که بارها از زبان جد و پدر خود درباره آن شنیده بود و اینکه بقاء اسلام به قیام او بسته است و دین محمد جز با کشته شدن حسین دوام نخواهد داشت ... در خون حسین و یارانش چه معجزه ای نهفته بود که شریعت پیامبر خاتم بسته به سرخی آن شده جای سخن دارد ... با شما این قافله را همراهی خواهیم کرد ... یا لثارات الحسین (ع). در آستانه محرم حسین. ارباب رخصت داد تا به پایبوسی بروم و نائب الزیاره شما دوستان باشم.
دارم میرم به کربلا....بشم کبوتر حرم ...
..... منم به آرزوم رسیدم ....
..ُُُُحلال کنیدُُُُ..
و خداحافظ
یاحق
..
.
محمد حسین حدادیان
سلام 
با فرارسیدن ایام شهادت حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام) شمیم روح بخش محرم به مشام می رسد.سفیر عشق به شهر کوفه پای گذاشت تا مژده آمدن مولای عاشقان را به کوفیان بدهد.اما افسوس که نمی دانست تار وپود بافت وجودی این مردم ازبی وفایی است .مسلم را در مقابل دوزخیان روی زمین تنها گذاشتند واومظلومانه ولی سرفرازجان خویش را برسر پیمانی که با مظهر ولایت زمان حسین (علیه السلام)داشت گذاشت .اورا شهید کردند وبدن بدون سرش را ازبالای دارالعماره کوفه بر زمین انداختند.در آخرین لحظات ذره ذره وجود او فریاد می زد که: کوفه میا حسین جان کوفه وفا ندارد...
مراسم ایام مسلمیه / ۱۸ تا ۲۲ آبان
خیابان ۱۷ شهریور ـ خیابان گوته - کوچه شهید جعفری - حسینیه عشاق الحسین
با سخنرانی حجت الاسلام سید عبدالحمید شهاب و مداحی حقیر
* توضیح : عبارت معروف "الله الله حسین وین بسیوف قطعین" از زبان عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها در عاشور است و به معنای : "خدایا... ای خدا... حسین کجاست.... به زیر شمشیرها ...بدنش قطعه قطعه شده" می باشد.
** اگر بدلیل مشغله زیاد و وقت کم نمیتوانم پاسخگوی لطف شما عزیزان باشم عذر خواهی میکنم
... به داد زهیر رسید ...
... و عباس (علیه السلام) را به مقامی بلند و والا رسانید ...
آدمی از جراحت خود اغلب نفرت نیابد، اما چون بر دیگری دُمَلی بیند اگر [او] دست به چیزی رساند آن چیز را نتواند خورد و نفرتش می آید. هم چنین اخلاق بد چون کثافات و دُمَل است؛ چون در تو است از آن نمی رنجی و چون در دیگری بینی برنجی و نفرت می کنی و چنان که تو از او می رمی و نفرت می کنی او را نیز معذور دار که از تو برَمَد و نفرت کند.
آن است که گویند: ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان. و حکمت این همان محبّت نفس است که شخصْ بس که خود را دوست می دارد از عیوب خود غافل می شود که فرموده اند: حُبُّ الشَیِ ء یُعْمِی وَ یُصِمّ یعنی دوست داشتن چیزی [از دیدن و گفتن حقیقت] کور و لال می کند؛ و اگر نفس خود را دشمن دارد همه معایبش را روشن می بیند. پس باید شخص نفسانیت خود را قوّت ندهد که پرده چشم بصیرت او باشد.
شخص عاقل باید از دیده و شنیده خود عبرت گیرد و به هر کاری که آغاز می کند پایان و عاقبت آن را به چشم بصیرتْ دیده، میزان عمل و رفتار خود را از روی بینایی و دانایی برداشته، نتایجی که از آن متولد خواهد شد به روی چشم آرد، پس از آن اقدام کند. سعدی گوید: لقمان را گفتند: حکمت از که آموختی گفت: از نابینایان که تا جایی نبینند پای ننهند. اگر آدمی در هر کار و کردار از بدوِ اقدام به آن تا آخر نتایج مترتّبه آن را تصور کند کمتر ندامت می کشد. «عاقل آن است که اندیشه کند پایان را» کورکورانه راه رفتن و پایان عمل را ملاحظه ننمودن در عاقبت کار باعث حدوث مخاطرات بزرگ و خواری ها و شرمندگی ها و ناراحتی ها خواهد بود.
از قیمتی ترین سرمایه ها و میراثهای حیات آدمی «ادب» است،
حتی بالاتر از ثروت و سرمایه است (ادب مرد، به ز دولت اوست).
در بر خورد ها چیزی به زیبایی و جذابیت ادب نمی رسد. باید آن را آموخت، به كار بست تا روابطی سالم و احترام آمیز و پایدار میان افراد، حاكم شود. اما همین واژه متداول و مشهور، گاهی تعریفی ناشناخته و حدّ و مرزی مبهم دارد. ازاین رو مناسب است كه بر مفهوم و جایگاه و شرایط آن، تأملی مجدد داشته باشیم و بدانیم كه به راستی «ادب چیست؟»
ادب چیست؟
این صفت كه سر مایه ارزشمند رفتاری انسان و رسالت پدر و مادر و مربی است بر چه پایه هایی استوار است؟ آیا یك خصلت درونی است؟ آیا رفتاری اجتماعی است یا حالتی روحی؟ رمز اینكه انسان ازافراد مؤدب، خوشش می آید چیست؟
وقتی سخن از«ادب» به میان می آید، نوعی رفتار خاصّ و سنجیده با افراد پیرامون (از كوچك و بزرگ و آشنا و بیگانه) در نظر می آید. این رفتار كه از تربیت شایسته نشأت می گیرد، به نحوه سخن گفتن، راه رفتن، معاشرت، نگاه، در خواست، سؤال، جواب و ... مربوط می شود.
ادب، هنری آموختنی است. می توان گفت:«ادب، تربیت شایسته است»، خواه مربی، پدر و مادر باشد، یا استاد و مربی.

در آینه کربلا و تابلوی عاشورا ادب انسانهای کامل و متکامل، از امام و مأموم به صورت تمام عیار ترسیم و تصویر شده است. عاشورا در حقیقت، فرهنگستان ادب ولایی و توحیدی و ادبستان رحمانی و روحانی است و معلم و مربی، آن انسان کامل و امام زمان عاشورا؛ یعنی حسین بن علی علیه السلام و شاگردان ایشان از بنی هاشم (عباس بن علی علیه السلام ، قاسم بن الحسن علیه السلام ، علی اکبر، زینب کبری علیهاالسلام و...) و غیر بنی هاشم (حرّ بن یزید ریاحی، زهیر بن قین، حبیب بن مظاهر، اُمّ وهب، جُون و...) بوده اند. هر کدام از آنان در مرتبه وجودی خود، ادب در برابر ولیّ الله و حجة الله، ادب در برابر خدای متعال و ادب حضور عنداللّهی را مراعات کرده و حیات طیّبه و زندگی پایدار پاک را با واژه ادب تفسیر کردند. ناگفته نماند از باب «تعرف الاشیاء باضدادها» آن سوی جبهه عاشورا؛ یعنی کاروان یزیدی جز حدّنشناسی و بی ادبی در مقابل «ولیّ خدا» و شریعت الهی، ظهور دیگری نداشت. پس ادب سرمایه کمال و سعادت انسانی و بحران فیض الهی و مَجْلای عنایت و بارقه ربوبی است که عده ای از عاشوراییان را به دیدار خدا کشاند. در این نوشتار، از ادب، نقش ادب در بیداری، بینایی و گذر از خود به خدا و نیل به فیض لقای رب از رهگذر دیدار امام و ولیّ خدا سخن رفته است.
دب، حدّشناسی، قملرودانی و نگاهداشت جایگاه و حد خویشتن است که بر معرفت نفس و معرفت ربّ استوار می باشد؛ چه این که ادب انسانِ خودآگاهِ خداآگاه؛ ادب مع الله، ادب عندالله و حریم نگاهداشتن و شریعت محوری در فکر، قول و عمل است.
عاشورا وجوه فراوانی دارد و تنها یک حادثه جزئی و پدیده محدود به زمان، زمین و زمینه های خاص نیست بلکه به دلیل ماهیت و هویت فراگیر، جاودانه و قدسی و در عین حال الهی انسانی، همه مرزهای مادی و آفاق محدودنگریها را در نوردید. عاشورا ظهور انسان کامل و مُکَمِّل و تجلّی سلوک عقلی در بالاترین مراتبش و سلوک قلبی و باطنی در عمیق ترین وجه آن است که چگونه سالکان مجذوب و مجذوبان سالک پروانه وار گرد شمع وجود مُراد و پیر طریق خویش طواف می کنند تا در شعله های شهودزایش به مقام محو و فنا تا مقام صحو و بقا نایل آیند. عاشورا تصویری کامل از عشق، شور، شیدا و سلوک رحمانی است که رابطه عارفانه و پیوند عاشقانه مرید و مراد و شاگرد و استاد را به عرصه وجود آورده و سرمشق و الگویی از کمال گرایی و جمال پرستی و شهد شهودخواهی گشته است تا به همه عشّاق کمال و جمال، پیام «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها» را با «عشق از اول سرکش و خونی بود» نشان دهد که عقل در مسلخ عشق قربانی گردد و دیوانه خال لب دوست شود؛(5) در پرتو عشق و جذبات و جلواتش شکوفا شده و شکفته گردد و شناخت عقلی، به شهود عقلی تبدیل شود. عاشورا ادب آموز جبرئیل عقل در همرأیی و همراهی پیامبر عشق گشته است تا روشن نماید:
|
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی |
عشق داند که در این دایره سرگردانند |


